قاصدک...
هان چه خبر آوردی؟ از کجا وزکه خبر آوردی.....
انتظار خبری نیست مرا.... نه ز یاری نه ز دیار و دیاری
قاصدک...
برو آنجا که تو را منتظرند.... دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصدک...
در دل من همه کورند و کرند...
قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگوید،
که دروغی تو دروغ که فریبی تو فریب
قاصدک...
ابرهای عالم شب و روز در دلم می گریند.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 توسط احسان
|
